طاهانفس مامانطاهانفس مامان، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 10 روز سن داره

قند عسلم

همچنان ادامه دارد

همچنان درگیرم عزیزم تند تند میبرمت دستشویی جیش کنی بیشتر وقتا جیش میکنی ولی بعضی وقتا هم شیطنت میکنی و بهت میگم جیش داری الکی میگی بله تا بری دستشویی آب بازی کنی و رو اعصاب من راه بری گاهی وقتام گیر میدی به بابایی و میگی پاشو بریم دستشویی جیش کنم شبا و بعد از ظهر ها هم پوشکت میکنم  ولی تو خواب جیش نمیکنی پوشکت خشک میمونه خلاصه که درگیرتم شبا هم جوجو میخوری لالا میکنی برای همین میترسم بیشتر جیش کنی پسر گلم خیلی باهوشه امید وارم زود تر جیششو بگه و منو راحت کنه    بعد تموم شدن تعطیلات عید بابایی شب کاره اولین شبی که میخواست بره سر کار تو دنبالش گریه میکردی میخواستی باهاش بری چون این 2هفته همش تو خونه بود بهش عادت کردی و ...
17 فروردين 1394

میخوام پسرمو از پوشک بگیرم

پسرمو دیشب بازش کردم 2 بار جیشتو گفتی ولی وقتی خوابیدی پوشکت کردم باز امروز صبح بازت کردم یه بار جیشتو گفتی خدا رو شکر خوب شروع کردی تا بعدش ببینیم چی میشه فردا هم قراراه بریم سیزده به در هوا معلوم نیست چطوری باشه
12 فروردين 1394

از تولد 2 سالگی پسرم بگم

یه تولد خومونی گرفتیم فقط دو تا عزیز جونا و آقا جونا بودن و عمه و سجادو باباش و عمو ها ت بودن کیک تولدتم خودم درست کردم باب اسفنجی بود خیلی هم خوشمزه شده بود خلاصه پسرم عاشق فوت کردن شمع بود کبریت پیدا میکنی میاری میگی برام روشن کن تولدت مبارک تا چند روز بعدم همچنان میگفتی تولدت مبارک خیلی دوست داشتی و خوش گذشت حالا عکساتم بعدا میذازم
8 فروردين 1394

سلام پسرم عیدت مبارک

امروز روز هشتم عید ما هم عید دیدنی هامونو رفتیم  تموم شده هر جا که میرفتیم عید دیدنی تو همش شیطونی میکردی آجیل هم زیاد می خوردی یه شب که دل درد شده بودی
8 فروردين 1394
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به قند عسلم می باشد